پیام تسلیت دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال به عبدالله نوری

دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران، در پیامی کوتاه، درگذشت پدر عبدالله نوری، وزیر اسبق کشور و از چهره‌های سیاسی منتقد رهبر جمهوری اسلامی را به وی تسلیت گفتند. این گروه سیاسی در پیام خود عبدالله نوری را «از پیشگامان فصل نو مبارزات آزادی خواهانه‌ی ملت ستمدیده‌ی ایران» نامیده‌اند.

به گزارش بامدادخبر متن کامل این پیام کوتاه به شرح زیر است:

جناب آقای عبدالله نوری

با سلام و احترام؛

خبر درگذشت پدر ارجمندتان مایه‌ی اندوه فراوان گردید. برای شما که به رغم تنگناهای تحمیلی از سوی خودکامگان از پیشگامان فصل نو مبارزات آزادی خواهانه‌ی ملت ستمدیده‌ی ایران بوده‌اید، بر این اندوه گران شکیبایی آرزومندیم. ما را در غم خود شریک بدانید.

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران

دوشنبه یکم اسفندماه ۱۳۹۰

نوشتن دیدگاه

فراخوان مقاله برای شرکت در اولین همایش چراغ آزادی

چراغ آزادی قصد دارد در ماه مه سال ۲۰۱۲ میلادی، نخستین همایش دو-روزه خود را به زبان فارسی به منظور هم‌اندیشی درباره لیبرالیسم با حضور سخنرانانی از ایالات متحده امریکا، افغانستان و ترکیه در آنکارا، پایتخت ترکیه، برگزار کند. دعوت‌نامه برای این جلسه به طور محدود برای ۲۰ نفر از افرادی ارسال خواهد شد که تا تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۲، هر یک مقاله ای تألیفی را به زبان فارسی درباره هر یک از وجوه فلسفی، اخلاقی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی لیبرالیسم، حداکثر تا ۴۰۰۰ کلمه، به آدرس cheragh.azadi AT atlasnetwork.org بفرستند. در صورت افزون بودن داوطلبان از سقفِ ۲۰ نفر، دعوت نامه برای صاحبان ۲۰ مقاله برتر ارسال خواهد شد. چراغ آزادی کمک هزینه ای را برای سفر و اقامت شرکت‌کنندگان تامین خواهد کرد.

(۱) دیدگاه

مطلبی خواندنی از احمد عشقیار: آیا گنجی درست می گوید؟

احمد عشقیار

نگارش چند مطلب از سوی منتقد شناخته شده و فعال حقوق بشر ایرانی، اکبر گنجی، در روزهای پیشین سوال و دغدغه های زیادی را برای نگارنده به وجود آورد که چندی از آن ها را در این نوشتار با خوانندگان به اشتراک می گذارم.

1- چرا اکبر گنجی چنین با سوز و گداز از کربلای بن لادن و یاران باوفایش می گوید؟ اکبر گنجی گویا اطلاعاتی از «نیات پلید» امریکا دارد که جز ایشان، دیگران از آنها ناآگاه هستند. ایشان در یکی نوشتارهای خود می فرمایند: «دولت اوباما در ماه های گذشته رسما مسئولیت چند ترور در کشورهای دیگر را پذیرفته و بدان افتخار هم کرده است. از جمله ترور بن لادن و یارانش که می توانستند زنده بگیرندشان، ولی پیامدهایش که در دادگاه چه اطلاعاتی را افشا خواهند کرد، مانع این کار شد. آیا تروریسم بد است فقط وقتی که از سوی دولت سرکوبگر جمهوری اسلامی صورت بگیرد؟» ایشان بر اساس چه اطلاعاتی این چنین حکم می کنند؟ بهتر نبود ایشان این اطلاعات را در اختیار دادگاه های صالحه یا دست کم رسانه های آزاد قرار می دادند؟

2- چرا اکبر گنجی با اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی مخالفت می کند و آن را توطئه می داند؟ اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی از خواست های مخالفین قذافی بوده است. نه مردم و نه مخالفین معمر قذافی تا به حال با آن مخالفت نکرده اند. کسانی که مخالف این طرح بوده اند، کسانی بوده اند و هستند که یا دل و پول در گرو دیکتاتورها دارند و یا از مخالفین دائمی هر تصمیمی در سیاست خارجی امریکا محسوب می شوند. ایشان کشته شدگان جنگ داخلی در لیبی را به حساب حملات نیروهای ناتو می گذارند و نه جنایات معمر قذافی و می نویسد: «شمار واقعی کشته شدگان، ممکن است سال ها بعد اعلام شود تا حساسیت برانگیز نباشد. آن وقت دیگر کار از کار گذشته و با واقعه ای پیش رو یا همزمان روبرو نخواهیم بود که احساسات بشر دوستانه نسبت به جان آدمیان واقعی را تحریک نماید.» بهتر بود ایشان اعلام کنند در صورت عدم حمایت ناتو از مخالفین چه سرنوشتی در انتظار مردم لیبی بود. این نیز البته کربلایی دیگر است برای شهدای حقوق بشر مورد نظر آقای گنجی منجمله بن لادن، صدام و قذافی یاران وفادارشان.

چرا اکبر گنجی یک تنه پیشاپیش همه رژیم های دیکتاتوری از کوبا و لیبی تا سوریه و ایران سینه سپر کرده است و از هر گونه حمایت دولت های برآمده از رای مردم در واژگون کردن این حکومت ها خشمگین می شود. چرا اکبر گنجی در مقابل این جمله از خانم کلینتون مبنی بر اینکه «کاسترو باید برود» اینچنین برآشفته می شود؟

3- ایشان در جایی دیگر با اشاره به کمک گرفتن اپوزیسیون لیبی از ناتو، تلویحا امریکا و کشورهای غربی را به سبک رهبر پیشین انقلاب «ابلیس» خطاب می کنند و می فرمایند: «وقتی سرنگونی رژیم و تسخیر قدرت «همه چیز» شد، گروهی حاضرند برای رسیدن به این هدف با ابلیس هم وحدت کنند.» [تاکید از اکبر گنجی است] جا دارد ستاد برگزاری نماز جمعه برای پر شورتر شدن نمازهای جمعه و استقبال مسلمین اکابر رفته و دیپلم ردی و … از متون علمیه آن والامقام نیز بهره ببرد.

4- منافع ملی در دیدگاه گنجی چیست؟ سال 1385، اکبر گنجی در مصاحبه ای با رادیو فردا در شهر فلورانس ایتالیا می گوید: «ما در عرصه سیاست دوست یا دشمن دائمی نداریم. این چیزی که برای ما اصل است و برای هر کشوری باید اصل باشد، منافع ملی کشور است.» در همان سفر و در استراسبورگ تلاش می کند نمایندگان پارلمان اروپا را قانع کند که منافع ملی آنان در گرو برقراری دموکراسی در ایران است و می پرسد که اروپا «در پي منافع كوتاه مدت خود است يا به تأمين منافع دراز مدت خود نظر دارد»؟ او در بهار امسال در مطلبی منطق دولت را «تعقیب منافع ملی» عنوان می کند و می افزاید: « منافع ملی عراق حکم می‌کند که رژیم جدید میان آمریکا و ایران و بقیه کشورهای جهان عرب به گونه‌ای بازی کند که نظم و امنیت در آن کشور حاکم شود و فرایند توسعه آغاز گردد. به همین دلیل، باید بهترین رابطه را با همه اینها- خصوصاً همسایگانش- داشته باشد». تا اینجای کار همخوانی در دیدگاه او دیده می شود.

اما شهریورماه امسال وی در برنامه افق صدای امریکا در مورد نسبت ما با مساله اسراییل-فلسطین گفته است «منافع ملی چیه؟ منافع ملی دولت امریکا در کل نیم قرن گذشته در منطقه خاورمیانه به اینجا کشیده که از کل حکومت های استبدادی در منطقه حمایت کرده.» [نقل واژه به واژه از مصاحبه] به راستی چه رازی در مساله اسراییل-فلسطین نهفته است که هم فراتر از منافع ملی است -که پیشتر از طرف ایشان»منطق دولت» نام گرفته بود- و هم آن چنان ایشان را آشفته می کند که به آغوش قشری ترین تفکرات ضد امریکایی از نوع شریعتی و آل احمد پناه می برد؟ یا شاید منافع ملی برای همه –از امریکا و اروپا تا عراق- اصل است و برای ایران نه.

5- اکبر گنجی معتقد است که برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران طرحی بسیار حساب شده وجود دارد. ضمن ارائه نشانه های این طرح، ایشان سپاه قدس را از اتهام تلاش برای ترور تبرئه کرده و گزارش نقض حقوق بشر در ایران، تحریم بانک مرکزی، گزارش شورای حکام آژانس انرژی اتمی و تلویحا زمزمه های مربوط به تشکیل کنگره ملی را بخشی از نقشه از پیش طراحی شده امریکا اعلام کرده اند.

6- فراتر از مورد پیشین، اکبر گنجی می کوشد ثابت کند آمریکا قصد حمله به ایران را دارد و کسانی که طرح کنگره ملی را مطرح کرده اند بخشی از یک برنامه امریکایی برای سقوط جمهوری اسلامی هستند. تلاش آنها از نظر او محکوم است، زیرا این افراد -از نظر او- از بیگانگان کمک دریافت می کنند. اکبر گنجی در سال 1386 در مقاله ای گفته بود: «در کشور ما به کسی که از یک دولت خارجی وجهی دریافت نماید، «مزدور» خطاب می شود. اگر دولت امریکا به دنبال شناسایی نیروهای دموکرات ایرانی است ،هر ایرانی که تقاضای پول کند یا وجهی دریافت نماید، از سوی جامعه ی ایران دموکرات «شناخته» نخواهد شد.» [تاکیدها از اکبر گنجی است]

در میان نیروهای منتقد ایرانی هیچ کس به اندازه گنجی از غیرایرانی ها هدیه نقدی دریافت نکرده است، به استثنای شیرین عبادی. وی تنها در یک قلم نیم میلیون دلار از موسسه کیتو جایزه میلتون فریدمن را هدیه گرفته است. گنجی وقتی پول گرفتن از خارجی را تقبیح می کند در ادعایش تا چه حد صادق است و این ادعا تا چه حد قابل دفاع است؟ وی مدعی است گرفتن پول از دولت های خارجی قبیح است، چون دولت های خارجی به دنبال منافع خودشان هستند. نتیجه منطقی رفتار اکبر گنجی در گرفتن پول از کیتو این است که دولت آمریکا به دنبال منافع خودش است اما کیتو -موسسه لیبرتارین مدافع سرمایه داری در آمریکا که از اقتصاد بازار آزاد حمایت می کند و مورد حمایت افراد و شرکت های قدرتمندی در بخش خصوصی است- دنبال منافع خودش نیست.

کیتو به صورت رسمی فرد یا افراد خاصی را نمایندگی نمی کند. ولی در عمل به نمایندگی از بخش به لحاظ عددی کوچکی از جامعه آمریکا شناخته می شود. این بخش از جامعه امریکا کسانی هستند که به لیبرتاریانیسم معتقدند و به لایه های بسیار ثروتمند جامعه تعلق دارند. در مقابل، نظام سیاسی آمریکا -دولت، کنگره و سنا- هر یک بیش از پنجاه درصد جامعه آمریکا را نمایندگی می کنند. چطور می توان مدعی شد گرفتن کمک مالی از نهادی که نماینده اکثریت مردم امریکاست قبیح است، ولی گرفتن کمک مالی از نهادی که نماینده بخش کوچکی از مردم آمریکاست، امری پسندیده است؟ آیا منافعی که دولت آمریکا به نمایندگی از ملت آمریکا در پی آن است نامشروعتر از منافعی است که کیتو یا هر نهاد غیردولتی دیگری در پی آن است؟

اکبر گنجی باید نشان دهد که کسانی که از یک نهاد غیر دولتی کمک مالی دریافت می کنند با چه فرمولی -به گفته خود او- «مزدور» خطاب نمی شوند و یا دموکرات «شناخته» می شوند. آقای گنجی برای موجه نشان دادن موضعش دو راه بیشتر پیش رو ندارد، یا باید هر کمک مالی را از طریق سنجیدن مشروعیت هدف کمک دهنده موجه بسازد یا هر کمک مالی را از طریق مشروعیت شخص کمک گیرنده. در این مورد قضاوت به خواننده مطلب واگذار می شود.

7- در پایان، داعیه های آقای گنجی در امور بین المللی و نسخه پیچی های حقوق بشری ایشان برای غرب بیشتر می تواند حاصل شکست سیاست ورزان، اپوزیسیون و فعالین حقوق بشر ایرانی -من جمله خود ایشان- در عرصه های دیگر باشد تا فرایافت هایی جدید از طرف ایشان.

(۱) دیدگاه

نوزده فعال سابق و فعلی دانشجویی ایران به اوباما: به مماشات با دیکتاتورها پایان دهید


نوزده فعال فعلی و سابق دانشجویی در ایران، هم‌زمان با سی و دومین سال‌روز اشغال و به گروگان گرفتن کارمندان سفارت آمریکا در تهران توسط «دانشجویان پیرو خط امام» در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)، در نامه‌ای خطاب به باراک اوباما رییس‌جمهور ایالات متحده ضمن اشاره بهنامه‌ی سرگشادهٔ سال گذشته‌شان از او خواستند که به سیاست نرمش و مماشات با حاکمان تهران پایان دهد و با اتخاذ تحریم‌های هدفمند علیه سران جمهوری اسلامی و سرکوب‌گران و ناقضان حقوق بشر، در کنار مردم ایران بایستد.

به گزارش بامدادخبر، امضاکنندگان این نامه همچنین با تاکید بر اینکه خواهان حمایت نظامی آمریکا از مردم ایران برای مقابله با جمهوری اسلامی نیستند، از باراک اوباما خواسته‌اند که «پیگیر و مراقب باشد تا رسانه‌هایی که با پول مالیات دهنده‌های آمریکایی به راه افتاده‌اند به تریبون‌هایی برای طرفداران مماشات، حامیان جمهوری اسلامی و جریان‌های ضد غربی و ضدآمریکایی بدل نشوند.»

نیما راشدان، تحلیل‌گر سیاسی مقیم پراگ، سعید قاسمی‌نژاد، تحلیل‌گر سیاسی مقیم پاریس، یوحنا نجدی و بهزاد مهرانی (روزنامه‌نگار)، سلمان سیما، امیرحسین اعتمادی، رحیم همتی، امین ریاحی، پدرام رفعتی، علی‌رضا موسوی، علی نظری، سیاوش صفوی از فعالان دانشجویی با سابقهٔ بازداشت و محرومیت از تحصیل و چندین عضو انجمن‌های اسلامی دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها از جمله امضاکنندگان این نامه‌ هستند.
همچنین در میان امضاکنندگان، نام آرمان رضاخانی و نوید محبی دو تن از دانشجویانی که نام آن‌ها در نامهٔ سال گذشته فعالان به اوباما به عنوان دانشجویان زندانی آورده شده بود و امسال دیگر در بازداشت نیستند به چشم می‌خورد.

متن کامل نامه فعالان دانشجویی به باراک اوباما به همراه اسامی امضاکنندگان در ادامه می‌آید:
ریاست جمهور محترم ایالات متحده آمریکا

با سلام؛

سال گذشته در چنین روزی ما جمعی از فعالین دانشجویی شما را مخاطب خویش قرار دادیم تا توجه‌تان را به نقض گسترده حقوق بشر در ایران جلب نماییم و مسوولیت اخلاقی شما را در حمایت از مردم تحت ستم و سرکوب در ایران یادآور شویم.

در روز ۴ نوامبر ۱۹۷۹ گروهی از دانشجویان ایرانی که خود را پیرو خط امام (آیت‌الله خمینی) می‌خواندند به سفارت امریکا حمله کردند؛ دیپلمات‌ها و کارکنان آن را به گروگان گرفتند و آن سفارت را که بر اساس قوانین و عرف بین‌المللی بخشی از خاک آمریکا به شمار می‌رفت اشغال کردند. اقدامی بسیار اشتباه که به منافع ملی ایران آسیب جدی وارد کرد.

اینک با گذشت ۳۲ سال از آن رخ‌داد، مردم انقلابی آن روز خود گروگان حکومتی هستند که حتی‌‌ همان دانشجویان گروگان‌گیر را نیز امروز به زندان افکنده است.

مردم ایران در سال‌های اخیر بار‌ها نشان داده‌اند که خواهان رهایی از چنگال این نظام گروگان‌گیرند. مردم ما دو سال پیش در چنین روزی زیر باران گلوله وضربات باتوم از شما پرسیدند که با چه کسانی هستید؟ با آن‌ها (نظام گروگان‌گیر) یا با مردم؟ مردم با شعار «اوباما، اوباما، یا با اونا یا باما» مستقیما از شما یاری خواستند؛ اما شما بنا بر توصیه مشاورانی که گویا مشاوره‌های‌شان پیوسته به سود نظام جمهوری اسلامی و به زیان مردم ایران است به فکر گفتگو با «گروگان‌گیران‌» بودید تا آنان در اوج اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم در خیابان‌های تهران با اعتماد به نفس بیشتر و خیال راحت‌تری به سرکوب مخالفان خود بپردازند.

اما چه سود برای شما که جمهوری اسلامی پاسخ‌ پیام‌های دوستی‌تان را با گروگان گرفتن کوهنوردان آمریکایی، ارسال محموله‌های سلاح به گروه‌های تروریستی در سوریه و لبنان و افغانستان و نیجریه، طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن و پیش بردن برنامه‌های اتمی‌اش به سمت تسلیحات هسته‌ای داد.
آقای رییس‌جمهور!

امروز برادران و خواهران ما در سوریه با بیش از چهار هزار تن کشته و ده‌ها هزار زندانی و مجروح در حال مبارزه با خاندان خونخوار اسد هستند و حاکمان بداندیش تهران همچنان به حمایت همه جانبه خود از دیکتاتور سوریه ادامه می‌دهند. که خود بهتر می‌دانند که سرنوشت دیکتاتور‌ها به هم گره خورده است و به زودی نوبت به خودشان خواهد رسید.

برادران و خواهران سوری ما از شما خواسته‌اند تا از آنان حمایت کنید و با ایجاد منطقه پرواز ممنوع از کشتار بیشتر آنان توسط دیکتاتور سوریه جلوگیری کنید. تا بدین لحظه نیز این همه کوتاهی از سوی دولت آمریکا در قبال جان مردم سوریه پذیرفتنی نیست. توصیه ما به شما آن است که به مماشات با حکومت دمشق پایان دهید. نظیر اشتباهی را که در طول جنبش سبز مرتکب شدید مرتکب نشوید و در کنار مردم سوریه بایستید و در این راه به زیاده‌خواهی‌های دو دولت‌ عمده‌ی حامی دیکتاتور -روسیه و چین- توجهی ننمایید.

جناب آقای اوباما!

شما علاوه بر رییس جمهور قدرتمند‌ترین کشور دنیا، برنده جایزه صلح نوبل نیز هستید و این مسوولیت اخلاقی شما را در جهت برقراری صلح و حفاظت از جان انسان‌ها دو چندان می‌کند. ما در نامه سال پیش خود از شما خواستیم پیگیر مسأله نقض حقوق بشر به ویژه در مورد دانشجویان ایرانی باشید. سه کوهنورد آمریکایی که خود مدتی گروگان نظام جمهوری اسلامی بودند، در کنار بسیاری از فعالان دانشجویی ایرانی می‌توانند شهادت بدهند که چه بر سر دانشجویان و فعالان جامعه مدنی ایران در زندان‌ها می‌آید. کار به جایی رسیده است که در هفته‌های اخیر این حکومت قرون وسطایی دانشجویانی را که موعد آزادی‌شان فرا می‌رسد پیش از آزادی شلاق می‌زند. گزارش سالیانه اخیر دبیر کل سازمان ملل در کنار گزارش مفصل‌تر آقای احمد شهید، گزارش‌گر تازه منصوب شده شورای حقوق بشر در امور ایران، تنها گوشه‌ای از نقض گستردهٔ حقوق بشر در زندان‌های ایران و زندان بزرگ‌تری به وسعت تمام ایران را در مقابل شما قرار می‌دهند.
امروز همه می‌دانیم که در دهه‌ی گذشته سیاست‌های منفعلانه و سهل‌انگاری جامعه جهانی منجر به ایجاد یک کره شمالی هسته‌ای گردید. ما معتقدیم که دستیابی جمهوری اسلامی ایران به سلاح‌های هسته‌ای و نامتعارف تکرار همان اشتباه است که باید جلوی آن گرفته شود.

بگذارید با صراحت بگوییم که ما خواهان کمک نظامی شما برای مقابله با جمهوری اسلامی نیستیم و نسبت به عواقب نامطلوب آن در شرایط کنونی هشدار می‌دهیم. ما خواهان آنیم که به آنچه خود گفته‌اید عمل کنید. تحریم عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی و بستگان درجه‌ی یک‌شان، مسدود کردن حساب‌های بانکی‌شان، بلوکه کردن اموال و دارایی‌های‌شان، ممنوع کردن سفرشان به خارج از ایران را جدی بگیرید؛ تمامی شرکت‌هایی که سپاه در آن سهام دارد و مدیران این شرکت‌ها را تحریم کنید. دسترسی مردم ایران به اینترنت و ماهواره‌ها را تسهیل کنید و به گردش آزاد اطلاعات کمک کنید. با سانسور، فیلترینگ، پارازیت-افکنی‌ها و شنود مخالفان در ایران مقابله کنید و دولت‌ها و شرکت‌هایی را که در این زمینه به جمهوری اسلامی تجهیزات می‌دهند به شدت مجازات نمایید.

به تحریم‌هایی که تا کنون علیه فرماندهان سپاه و ناقضان حقوق‌بشر تصویب کرده‌اید پایبند باشید و دولت‌ها، نهادها و شرکت‌هایی که تحریم‌ها را دور می‌زنند و نقض می‌کنند تحت فشار بگذارید. به متحدان خود نیز برای عدم همکاری با حکومت ایران و اعمال تحریم‌ها فشار وارد کنید. پیگیر و مراقب باشید تا رسانه‌هایی که با پول مالیات دهنده‌های آمریکایی به راه افتاده‌اند به تریبون‌هایی برای طرفداران مماشات، حامیان جمهوری اسلامی و جریان‌های ضد غربی و ضدآمریکایی بدل نشوند.
بانک مرکزی ایران و خریدنفت از ایران را تحریم کنید. به این دلیل روشن که پول نفت ایران، سرمایهٔ خدادادی کشور ماست اما به جای ایجاد رفاه و بسترهای اقتصاد سالم، خرج تقویت ساختارهای امنیتی و نهادهای نظامی می‌شود، برای گسترش تروریسم استفاده می‌گردد و حکومت ایران از این سرمایه که از آن ملت ایران است، برای تقویت و شدت بخشیدن به سرکوب دموکراسی خواهی و آزادی خواهی ایران استفاده کرده است.

نرمش و مماشات با دیکتاتورها را پایان دهید و در یک کلام کمک کنید مردمی که شجاعانه به خیابان‌ها آمدند اما سرکوب جمهوری اسلامی و بی‌توجهی جامعه جهانی باعث شد نومیدانه به خانه‌های خود برگردند دوباره احساس کنند «بله! مامی‌توانیم.»

در این راه کارهایی که می‌توانید انجام دهید بسیارند اگر اراده‌ای برای انجام آن‌ها داشته باشید.

با احترام

—————————–
امضاکنندگان:

۱) امیرحسین اعتمادی – فعال سابق دانشجویی دانشگاه تهران – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۲) علی تارخ – فعال دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز – عضو ارشد ستاد دانشجویی میرحسین موسوی در فارس

۳) نیما راشدان – پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی – فعال سابق دانشجویی

۴) آرمان رضاخانی – مقام اول و دوم جشنواره خوارزمی در سالهای ۸۷ و ۸۶ در رشته ریاضی و کاشف قانون ریاضی مثلثات و مربعات (رضاخانی)

۵) سحر رضازاده – فعال دانشجویی سابق دانشگاه تهران

۶) پدرام رفعتی – عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک، محروم از تحصیل

۷) امین ریاحی – عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

۸) سلمان سیما – فعال دانشجویی دانشگاه آزاد – محروم از تحصیل

۹) سیاوش صفوی – فعال سابق دانشجویی دانشگاه مازندران

۱۰) احمد عشقیار – فعال دانشجویی دانشگاه تهران، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۱۱) لیونا عیسی‌قلیان – فعال سابق دانشجویی دانشگاه تهران – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال
دانشگاه‌ها

۱۲) سعید قاسمی‌نژاد – فعال سابق دانشجویی دانشگاه تهران – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۱۳) نوید محبی – فعال دانشجویی دانشگاه آزاد – وبلاگ‌نویس

۱۴) مسعود مسجودی – عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران

۱۵) علی‌رضا موسوی – عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۱۶) بهزاد مهرانی – روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۱۷) یوحنا نجدی – دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه یو. اس. ‌ام مالزی – عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها

۱۸) علی نظری – فعال سابق دانشجویی دانشگاه مازندران

۱۹) رحیم همتی – مسوول سابق شاخه دانشجویی جنبش مسلمانان مبارز

(7) دیدگاه

بمباران ایران توسط اسرائیل؟

اسرائیل به نظرم اشتباه بسیار بزرگی می کند اگر بخواهد به ایران حمله نظامی کند. اشتباه بزرگتر را اما قلیلی از هموطنان می کنند که نگاه تایید آمیز به این حمله دارند. من هر چه نگاه می کنم جز زیان و ضرر برای اسرائیل و ایران، در چنین حمله ای چیز دیگری پیدا نمی کنم، تنها برنده چنین تهاجمی جمهوری اسلامی و بنیادگرایان اسلامی در منطقه هستند. راه حل مسئله ایران تغییر رژیم است نه بمباران هوایی و تحکیم جایگاه لرزان این حکومت.

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.